تبليغاتX
صدای اندیشه


صدای اندیشه

آنان که به خورشید با نفرت می نگرند،شایسته شب اند

هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم

کوچه‌ها را بلد شدم

خیابان‌ها را بلد شدم

ماشین‌ها را،

مغاز‌ه‌ها رآ


رنگ‌های چراغ قرمز را


جدول ضرب را حتی

و دیگر در راه هیچ مدرسه‌ای گم نمی‌شوم

ولی...

هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم

آدمها را بلد نیستم!!!

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است که در خیال خودم بی خیال من نشدی.... 

 


 مگذار فکرم از چادر خاکی مادرت جدا شود....

 


پ.ن

التماس دعا

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

      به عینه دیدم

             "شش ماهه تو بغل بابا جون بده"

                                            یعنی چه ....

 

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 
 
آهسته گویمت نکند بشنود رباب

 
کز عمر اصغرش فقط هفت روز مانده است.....
 
 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

درب خانه ها یک به یک بسته میشود.....

دیروز بسان نگینی در انگشتر و امروز سرگردان کوچه ها.....

و تو سرآغاز حماسه ی  بی نظیر عاشورایی.....

 

 

نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

این جا غدیر غم است٬کاروان در حال بازگشت از حج...

نوری عظیم در حال تابش است و شاید چشمانشان طاقت نور را نداشت!

باید خلیل بود ... گاهی جنت در دل آتش است.

هنوز بر بلندی ایستاده و دستانش، هنوز برای بیعت بالاست.

وقت انتخاب راه است.

عاشورا نزدیک است!

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

خواستم به مناسبت ۱۳ آبان آپ کنم و راجع به تسخیر لانه جاسوسی و نقش موسوی خویینی ها بنویسم و ... نشد.

خواستم از اتفاقی که تو خانواده افتاد بگم و اینکه خدا رو به عینه درک کردن یعنی چه ... نشد.

خواستم برای عید قربان بنویسم که:

        نشانم ده صراط روشنم را

                        خودم را، باورم را، بودنم را

                                       خداوندا من از نسل خلیلم

                                                       به قربانگاه می آرم «منم» را

                                                                                              .... نشد.

اما برای غدیر:

مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است.اعجاز خلقت است و برابر نداشته است.وقت طواف دور حرم فکر

میکنم این خانه بی دلیل ترک برنداشته است.

امام علی (ع):

هر که تنگدست شد و نپنداشت که این از لطف خدا به او است. یک آروز را ضایع کرده...

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

سر کلاس درس معلم دینی شروع کرد به صحبت:

بچه ها وقتی شیطان به آدم سجده نکرد خدا اونو از بهشت بیرون کرد شیطان هم از آدم متنفر شد و با حیله  کاری کرد که از بهشت رونده بشه و...

در همین حین پسر بچه ای پرسید:

آقا اجازه!مگه خدا شیطان و از بهشت بیرون نکرده بود پس چطور دوبار وارد بهشت شد و آدم و فریب داد؟

سوالی ساده اما .....

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

 

درخت بی ریشه رو هر جا بکاری سبز نمیشه.........

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت توسط سمانه چاوک|

 

 

کاش اینقد که از حضور دیگران برای معصیتهامان خجالت میکشیم کمی هم حضور خدا رو حس میکردیم و خجالت میکشیدیم.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت توسط سمانه چاوک|


آخرين مطالب
» هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم
»
» شش ماهه ...
»
» سفیر انقلاب کربلا....
»
»
» سوال...
»
» کاش...

Design By : Pichak